هندسه معرفتی جهان پس از 7 اکتبر؛ رستاخیز نخبگان علیه آپارتاید صیهونیسم

هندسه معرفتی جهان پس از 7 اکتبر؛ رستاخیز نخبگان علیه آپارتاید صیهونیسم

  • 15 مهر 1405 – 10:12
  • اخبار فرهنگی
  • اخبار ادبیات و نشر
هندسه معرفتی جهان پس از 7 اکتبر؛ رستاخیز نخبگان علیه آپارتاید صیهونیسم

طوفان‌الاقصی فقط یک رویداد در جغرافیا نبود؛ بلکه گسلی عمیق در نظم معرفتی جهان ایجاد کرد.

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، وقایع پس از 7 اکتبر 2023 و جنگ غزه، پیش از آن‌که صرفاً یک تحول میدانی باشد، جبهه جدیدی در جنگ روایت‌ها گشود که عمیق‌ترین اثرات آن در صنعت نشر، ویترین کتابفروشی‌ها، تیراژ آثار مکتوب و قلم نویسندگان جهان ثبت شد.

شوک اولیه طوفان‌الاقصی، جامعه جهانی و به‌ویژه نسل جوان را با یک خلأ بزرگ مواجه کرد: «ریشه واقعی این ماجرا چیست و طوفان الاقصی با چه پیش زمینه‌ای و چرا آغاز شد؟» این پرسش، آغازگر انفجاری بی‌سابقه در بازار کتاب، ثبت خاطرات و صف‌آرایی ناشران در سراسر جهان شد.

عطش جهانی مخاطبان و زلزله در ویترین کتابفروشی‌ها

تا پیش از طوفان‌الاقصی، کتاب‌های حوزه فلسطین در بازارهای اروپایی و آمریکایی، عناوینی کم‌شمار و محصور به قفسه‌های حاشیه‌ای یا محیط‌های محدود آکادمیک بودند. اما از اواخر پاییز2023، منحنی تقاضا تغییر ماهیت داد.

جهش بی‌سابقه در فهرست پرفروش‌ها

کتاب‌های مرجع حوزه تاریخ و استعمار فلسطین ناگهان به فهرست پرفروش‌ترین‌های آمازون، نیویورک‌تایمز و اشپیگل راه یافتند. آثاری چون «پاکسازی نژادی فلسطین» نوشته ایلان پاپه و «جنگ صدساله علیه فلسطین» نوشته رشید خالدی با افزایش فروش چندهزار درصدی مواجه شدند و نوبت‌های چاپ مکرر را تجربه کردند.

ویترین‌های اختصاصی «کتاب‌های فلسطین»

کتابفروشی‌های مستقل در لندن، نیویورک، پاریس، برلین و تورنتو، ویترین‌های اصلی خود را با کتاب‌های تاریخ فلسطین آراستند و بخش‌های ویژه‌ای برای «فهم ریشه‌های منازعه» ایجاد کردند؛ پدیده‌ای که تا پیش از آن به دلیل هراس از اتهام یهودستیزی، تابو محسوب می‌شد.

انفجار در خاطره‌نگاری و شهادت‌نامه‌های زنده فلسطینی‌ها

یکی از ژرف‌ترین دگرگونی‌ها، انقلاب در ادبیات زیسته و ثبت خاطرات شخصی مردم فلسطین بود. این تحول از دو مسیر پیش رفت:

«نوشتن زیر آتش» و ثبت لحظه‌ای تاریخ

نخبگان ادبی، پزشکان، خبرنگاران و شهروندان عادی در غزه، دفترچه‌های خاطرات، روایت‌های روزانه و یادداشت‌های میدانی خود را به سلاحی برای بقا تبدیل کردند. نویسندگانی چون عاطف ابوسیف با یادداشت‌های روزانه‌اش تحت عنوان «من از غزه با شما سخن می‌گویم» یا آخرین نوشته‌ها و پیام‌های نویسندگانی چون رفعت العریر و هبه ابوندا، فوراً توسط ناشران مستقل جهانی ترجمه و در قالب دفترچه‌ها و تک‌نگاری‌های مستند به چاپ رسیدند.

خاطره‌نگاری برای مبارزه علیه پاک کردن هویت فلسطینی‌ها

اگر تا پیش از این، خاطرات روز نکبت 1948 عمدتاً در سینه مردمان فلسطی باقی مانده بود، طوفان‌الاقصی پروژه‌های گسترده‌ای از ثبت تاریخ شفاهی را در کمپ‌های آوارگان و میان فلسطینی های مهاجر در سراسر دنیا کلید زد. ناشران دریافتند که خاطرات شخصی، بیش از هر متن نظری، دیوارهای تبلیغاتی اسرائیل را درهم می‌شکند.

ما عدد نیستیم!

برجسته‌ترین دغدغه در خاطره‌نگاری‌ها و تک‌نگاری‌های نویسندگان غزه پس از طوفان‌الاقصی، شورش علیه این نکته بود که مردم غزه به عنوان یک آمار نگریسته شوند، رسانه‌های مسلط و حتی نهادهای حقوق بشری، روزانه تلفات و فجایع را در قالب «ارقام و کشته‌ها» بازنمایی می‌کردند؛ اما نخبگان به ویپه آن هایی که فلسطینی تبار بودند یا از داخل غزه می نوشتند ، متوجه شدند که بزرگ‌ترین دام آپارتاید، زدودن تشخص انسانی از شهداست.

نویسندگانی چون عاطف ابوسیف، رفعت العریر و هبه ابوندا، دقیقاً دست روی همین نقطه گذاشتند، هر شهیدی که در اخبار، یک واحد از عدد 40 هزار نفر شمرده می‌شود، خود یک جهان کامل بود؛ صاحب فنجان قهوه نیمه‌خورده، آرزوی دفاع از پایان‌نامه دانشگاهی، گلدانی بر لبه پنجره، و خاطره نخستین عاشقی. متون ثبت‌شده در این ایام، تلاشی بی‌امان است برای این‌که نگذارند اسرائیل، چهره، نام، طنین صدا و رنگ چشم‌های قربانیان را زیر غبار اعداد دفن کنند

جنبش ادبیِ «ما عدد نیستیم» (We Are Not Numbers) که سال‌ها قبل توسط جمعی از نخبگان جوان غزه پایه‌گذاری شده بود، در این دوره به مانیفست اصلی تمام نوشته‌ها تبدیل شد تا ثابت کند این خاک، گورستان رقم‌ها نیست، مهد داستان‌های ناتمام است.

طوفان الاقصی ,

محتوای کتاب‌ها و خاطرات منتشرشده، به جای کلی‌گویی‌های انتزاعیِ سیاسی، بر ثبت عریان و تکان‌دهنده «جزییات بقا» تمرکز داشتند. نویسندگان غزه در یادداشت‌های زیر چادرها و در تاریکی قطعی برق، از واقعیت‌هایی نوشتند که دوربین‌های خبری قادر به دیدن آن‌ها نبودند: شرم پدران از ناتوانی در یافتن غذا، وسواس دردناک مادران در نوشتن نام فرزندانشان با جوهر روی ساق پای آن‌ها تا پس از بمباران قابل شناسایی باشند، بوی خاکستر و بتنِ سوخته که در گلو رسوب می‌کند، و اضطراب تمام شدن شارژ یک تلفن همراه که تنها پل ارتباطی با زندگان بود.

نوشتن این خاطرات از غزه، موجب شد که به حای ساختن تصویری اسطوره‌ای و دور از دسترس آسیب‌پذیری، ترسِ انسانی و در عین حال شجاعت اخلاقی مردم به تصویر کشیده شود.

نقطه زنی وجدان بشریت

برخی دیگر از نویسندگان غزه متونی تولید کردند که هم ماهیت اعتراضی داشت و هم وجدان بشریت را خطاب قرار می داد، برای نمونه می توان به شعر مشهور شهید رفعت العریر («اگر باید بمیرم، بگذار پروازم به بادبادکی بدل شود در آسمان غزه…») یا واپسین سطرهای هبه ابوندا پیش از بمباران منزلش («ما در غزه یا شهیدیم یا شاهد بر شهادت… آسمان با بال‌های ملائک آذین شده است») اشاره کرد.

طوفان الاقصی ,

کسی نمی‌تواند ادعا کند ما نمی‌دانستیم در غزه چه گذشت؟

این نویسندگان نوشتن، را نه یک سرگرمی روشنفکرانه، بلکه شهادت دادن در دادگاه تاریخ دانستند؛ متونی خطاب به بشریت نوشته شد تا سال‌ها بعد، هیچ‌کس نتواند ادعا کند ما نمی‌دانستیم در غزه چه گذشت.

شورش نویسندگان جهان و پوست‌اندازی تحلیل‌های مکتوب

از سوی دیگر بعد از وقایع غزه، موجی از کتاب‌ها و مقالات توسط نویسندگان و متفکران بزرگ دنیا نوشته شد که با تحلیل‌های قبلی کاملاً متفاوت بود. قبلاً در بسیاری از کتاب‌ها، راه‌حل‌های قدیمی مثل «دو کشوری» مطرح می‌شد؛ یعنی اینکه هر دو طرف بنشینند و با هم کنار بیایند.

در این کتاب‌های جدید، نویسنده‌ها صهیونیسم را به عنوان یک «اشغالگرِ جایگزین» معرفی می‌کنند؛ یعنی پروژه‌ای که هدفش بیرون کردن صاحب‌خانه‌های اصلی (فلسطینی‌ها) و گرفتن جای آن‌هاست. آن‌ها همچنین در کتاب‌هایشان به‌جای تعارفات دیپلماتیک، خیلی صریح از واژه آپارتاید استفاده می‌کنند تا به دنیا ثابت کنند که آنچه در فلسطین می‌گذرد، صرفاً یک اختلافِ ساده نیست، بلکه یک ظلم ساختاری است که باید با دقت دیده شود.

طوفان الاقصی ,

مراسم رونمایی کتاب‌های ادبیات مقاومت و تاریخ غزه، از محافل رسمی به دانشگاه‌های تحصن‌کرده، مراکز فرهنگی مستقل و حتی خیابان‌ها کشانده شد. جلسات کتاب‌خوانی آثار غسان کنفانی و ادوارد سعید به میتینگ‌های پرشور همبستگی فکری تبدیل شد.

فلسطین، عیسای مصلوب؛ طوفان‌الاقصی سکوت 78 ساله هنرمندان غرب را شکست

روشن شدن ماشین تبلیغاتی و لابی‌های اسرائیل

رژیم صهیونیستی و نهادهای حامی آن نیز ساکت ننشستند، آن ها که می‌دانستند باخت بزرگ در این جنگ، از دست رفتن انحصار در بازار کتاب و روایت مکتوب است.به تکاپو افتادند و چند اقدام انجام دادند.

فشار سنگین بر ناشران و لغو قراردادها:

لابی‌های صهیونیستی نهادهای بزرگ نشر را تحت فشار گذاشتند تا از انتشار کتب مؤلفان حامی فلسطین خودداری کنند. برای نمونه، در آلمان و فرانسه برخی چاپ‌های جدید کتاب ایلان پاپه به بهانه‌های واهی تعلیق یا با بازنگری مواجه شد.

سانسور ویترین‌ها و هجمه به کتابفروشان مستقل

انجمن‌های وابسته به اسرائیل با نامه‌نگاری و تهدید به شکایت حقوقی، کتابفروشی‌هایی را که ویترین غزه برپا کرده بودند به «یهودستیزی» و «ترویج تروریسم» متهم کردند؛ در مواردی در شهرهای آلمان و آمریکا، پلیس وارد عمل شد و پلاکاردها و چینش کتب را برچید.

تزریق کتاب‌های سفارشی و تحریف‌ واقعیت

نهادهای اسرائیلی مبالغ هنگفتی به بنگاه‌های نشر و مؤسسات تزریق کردند تا به سرعت صدها کتاب و گزارش تحریف‌شده با محوریت روایت مظلومیت7 اکتبر ، تحریف واقعیات و شیطان‌سازی تام از جامعه فلسطین به زیر چاپ بفرستند. این کتب با بودجه‌های کلان بلافاصله خریداری شده، در تیراژ وسیع در فرودگاه‌ها، هتل‌ها و دانشگاه‌ها توزیع شد و تورهای رونمایی ویژه برای راویان این کتب با حضور سفرای رژیم در پایتخت‌های غربی برگزار شد.

بایکوت جوایز ادبی

ممانعت از نامزدی یا اعطای جوایز به رمان‌ها و خاطرات نویسندگان عرب در جوایز معتبر ادبی بخشی از این سناریوی مهندسی‌شده برای مهار نفوذ کتاب فلسطین بود.

لغو اهدای جایزه رمان‌نویس فلسطینی «عدنیه شبلی» در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت 2023 به یک رسوایی نمادین بدل شد. نویسندگان و ناشران مستقل متعددی از آسیا و آفریقا و حتی اروپا در واکنش به این اقدام، نمایشگاه را تحریم کردند.

طوفان الاقصی ,

لابی‌های حامی اسرائیل عمدتاً از حربه «فشار برای حذف» استفاده کردند، اعمال فشار به شهرداری‌ها و دانشگاه‌ها برای لغو برنامه‌های رونمایی کتاب‌های فلسطینی.نامه‌نگاری و تهدید ناشران به تحریم اقتصادی در صورت چاپ کتاب‌هایی که صهیونیسم را آپارتاید می‌خوانند، ایجاد کمپین‌های متهم کردن نویسندگان به «یهودستیزی»و… از دیگر اقدامات اسرائیل بود.

واکنش‌ها به لابی‌های اسرائیل

واکنش نویسندگان جهان صرفاً در بیانیه‌های انفرادی خلاصه نشد، بلکه به تشکیل بزرگ‌ترین ائتلاف‌های صنفی و بایکوت فرهنگی در تاریخ معاصر انجامید.

استعفاها و بحران در کانون نویسندگان آمریکا

انجمن قلم آمریکا که دهه‌ها مدعی صیانت از آزادی بیان و دفاع از نویسندگان بود، به دلیل اتخاذ مواضع محافظه‌کارانه یا ناکافی در قبال کشتار ادبا، شعرا و خبرنگاران در غزه، با تحریم گسترده صدها نویسنده برجسته و انصراف آن‌ها از جشنواره جهانی صداهای جهان مواجه شد؛ بحرانی که به لغو بخش بزرگی از برنامه‌های این نهاد و استعفاهای گسترده منجر شد.

طوفان الاقصی ,

کمپین نویسندگان علیه جنگ غزه

تنها چند هفته پس از آغاز طوفان الاقصی در آمریکا شکل گرفت. این تشکل با الهام از جنبش نویسندگان مخالف جنگ ویتنام به راه افتاد و بیش از 8 هزار نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی آمریکایی به آن پیوستند. اعضای این تشکل با تجمعات اعتراضی، توزیع نشریه اعتراضی The New York War Crimes و بایکوت کانون نویسندگان آمریکا، خط مقدم مبارزه رسانه‌ای در نیویورک را تشکیل دادند.

کمپین جهانی «ناشران برای فلسطین» (Publishers for Palestine) و بیانیه امتناع از همدستی، یکی از بزرگ‌ترین نقاط عطف فرهنگی را رقم زد؛ ائتلافی بین‌المللی که توانست امضای بیش از 7 هزار نویسنده، برنده جوایز نوبل و بوکر، مترجم، ویراستار و کتابدار را جمع‌آوری کند. چهره‌های سرشناسی چون سالی رونی ، خالد حسینی و جودیت باتلر متعهد شدند که تا زمانی که نهادها و ناشران اسرائیلی جنایت و آپارتاید را محکوم نکنند و حقوق قانونی فلسطینیان را به رسمیت نشناسند، با هیچ ناشر و مؤسسه فرهنگی اسرائیلی همکاری نکنند و حق ترجمه و نشر آثارشان را به آن‌ها واگذار نکنند.

طوفان الاقصی ,

نویسندگان انگلیسی با تحریم جشنواره‌های ادبی معتبری چون جشنواره بین‌المللی کتاب ادینبرو و هی فستیوال حامیان مالی این رویدادها را وادار کردند به دلیل همکاری‌های مالی با شرکت‌های حامی ارتش اسرائیل و تخریب محیط‌زیست، از حمایت مالی این رویدادها کنار بکشند.

آمار و جغرافیای انتشار کتاب‌ها؛ کدام کشورها بیشتر منتشر کردند؟

در فاصله یک سال پس از طوفان‌الاقصی، بازار نشر شاهد انتشار صدها عنوان کتاب جدید، بازچاپ‌های فوری و ویژه‌نامه‌های تحلیلی بود:

در سطح بین‌المللی (خارج از منطقه عربی)، صدها عنوان کتاب جدید و ترجمه مستقل به‌طور مشخص پیرامون طوفان‌الاقصی، محاصره غزه، جنایات جنگی و بازخوانی آپارتاید منتشر شد.

علاوه بر کتاب‌های کاغذی، ده‌ها ناشر رادیکال و مستقل (مانند انتشارات ورسو Verso، هی‌مارکت Haymarket و پلوتوپرس Pluto Press) مجموعه‌هایی از کتاب‌های الکترونیکی رایگان (Free E-books) درباره ریشه‌های بحران فلسطین را برای دانلود میلیونی در دسترس عموم گذاشتند.

جهان عرب (مصر، لبنان، اردن و فلسطین)

قاهره و بیروت بالاترین حجم انتشار کتاب‌های مستند، یادداشت‌های روزانه اهالی غزه و بازنشر آثار کلاسیک مقاومت (مانند غسان کنفانی و ناجی العلی) را داشتند. اتحادیه ناشران عرب ده‌ها مجموعه تک‌نگاری و تاریخ شفاهی از نویسندگان درون غزه چاپ کرد.

بریتانیا و ایالات متحده آمریکا (در حوزه غرب)

علیرغم فشارهای سیاسی، بیشترین حجم کتاب‌های تحلیلی، تاریخی و انتقادی به زبان انگلیسی در آمریکا و انگلیس منتشر شد. علت آن وجود ناشران مستقل قوی، بازار بزرگ نشر دانشگاهی و جریان قدرتمند دانشجویی بود. کتاب‌های تاریخی پرفروش مانند آثار رشید خالدی و مورخانی چون ایلان پاپه، عمدتاً از مبدأ ناشران لندن و نیویورک تجدید چاپ شدند.

کشورهای اسپانیولی‌زبان (آمریکای لاتین و اسپانیا)

در اسپانیا، کلمبیا، شیلی و مکزیک به دلیل پیوندهای تاریخی چپ ضدامپریالیستی و حضور جامعه مهاجر فلسطین ترجمه‌ها و تحلیل‌های متعددی درباره آپارتاید اسرائیل به چاپ رسید.

در مقابل، کشورهایی مثل آلمان و فرانسه به دلیل سیاست‌های سخت‌گیرانه دولتی در حمایت از تل‌آویو، بیشترین سانسور و کمترین میزان انتشار آزادانه کتب مستقل فلسطینی را در میان کشورهای غربی ثبت کردند.

در مجموع باید گفت طوفان‌الاقصی توازن قوا در هندسه معرفتی جهان را به هم زد. کتابفروشی‌ها به خط مقدم نبرد ایدئولوژیک تبدیل شدند و صنعت نشر که سال‌ها کوشیده بود مسئله فلسطین را مشمول مرور زمان و بایکوت تدریجی کند، تسلیم مطالبه انفجاری خوانندگان و نخبگان آگاه شد. با وجود لابی‌های گسترده نهادهای حامی صهیونیسم برای خریدن قلم‌ها و سانسور قفسه‌ها، خاطره ثبت‌شده و مکتوب غزه جریانی را به راه انداخت که دیگر نمی توان ادعا کرد که «ما نمی‌دانستیم در غزه چه گذشت؟».»

انتهای پیام/

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha