پاسدار شهید یوسف داورپناه، در جبهه هلیکوپتر بعث عراق را شکار کرد و فرماندهاش مهدی باکری به او مرخصی تشویقی داد. در ایام مرخصی، کومله او را شناسایی کردند و گروگان گرفتند. مادرش با پول و طلا رفت تا پسرش را آزاد کند اما یوسف گفت: با این کار ضدانقلاب را تقویت میکنی. برای نجات من به ضدانقلاب پول ندهید.
به گزارش همشهری آنلاین مادران شهدای بسیاری را دیدیم که مظلومانه ایستادند پای ایران. دردانههایشان را راهی جبههها کردند تا خاک وطن حفظ شود. اما مادری را میشناسیم که مظلومترین مادر شهید ایران است. مادری که وقتی پسرش از جبهه بازگشت، نیروهای گروهک تروریستی کومله پسر رزمندهاش را شناسایی کردند، بعد به منزلشان هجوم برده، دستهای یوسف را بستند و بردند به عنوان گروگان نگه داشتند.
عبداللهنژاد خواهرزاده شهید یوسف داورپناه میگوید: «داییام در گروه ضربت سپاه بود که از ابتدای انقلاب در نقده، بوکان، پیرانشهر و سقز بارها به کومله و دموکرات ضربه زده بود. او که از نیروهای لشکر عاشورا بود، سال ۶۲ طی عملیاتی، موفق به شکار هلیکوپتر بعثیها شد و مهدی باکری به او مرخصی تشویقی داد. او در ایام مرخصی شناسایی شد و کومله ریختند منزل پدربزرگم و دایییوسف را با خود بردند. کومله ۲ روز او را نگه داشتند، شکنجه کردند و بعد گفتند اگر میخواهی رهایت کنیم، باید علیه انقلاب و خمینی صحبت کنی! داییام اهل مطالعه بود. وقتی او را بین مردم بردند، شروع به صحبت کرد؛ او در صحبتهایش از عزت امام و انقلاب گفت و از ذلت کومله و دموکرات. آنها با شنیدن صحبتهایش او را دوباره زدند و بردند. بیشتر از قبل شکنجه کردند.»
مادران شهدای بسیاری را دیدیم که مظلومانه ایستادند پای ایران. دردانههایشان را راهی جبههها کردند تا خاک وطن حفظ شود. اما مادری را میشناسیم که مظلومترین مادر شهید ایران است. مادری که وقتی پسرش از جبهه بازگشت، نیروهای گروهک تروریستی کومله پسر رزمندهاش را شناسایی کردند، بعد به منزلشان هجوم برده، دستهای یوسف را بستند و بردند به عنوان گروگان نگه داشتند.
عبداللهنژاد خواهرزاده شهید یوسف داورپناه میگوید: «داییام در گروه ضربت سپاه بود که از ابتدای انقلاب در نقده، بوکان، پیرانشهر و سقز بارها به کومله و دموکرات ضربه زده بود. او که از نیروهای لشکر عاشورا بود، سال ۶۲ طی عملیاتی، موفق به شکار هلیکوپتر بعثیها شد و مهدی باکری به او مرخصی تشویقی داد. او در ایام مرخصی شناسایی شد و کومله ریختند منزل پدربزرگم و دایییوسف را با خود بردند. کومله ۲ روز او را نگه داشتند، شکنجه کردند و بعد گفتند اگر میخواهی رهایت کنیم، باید علیه انقلاب و خمینی صحبت کنی! داییام اهل مطالعه بود. وقتی او را بین مردم بردند، شروع به صحبت کرد؛ او در صحبتهایش از عزت امام و انقلاب گفت و از ذلت کومله و دموکرات. آنها با شنیدن صحبتهایش او را دوباره زدند و بردند. بیشتر از قبل شکنجه کردند.»

مادر شهید یوسف داورپناه میگوید: «برای دیدن پسرم رفتم. کومله او را در اتاقکی زندانی کرده بودند. به پسرم گفتم: مقداری طلا و پول آوردم به کومله بدهم تو را آزاد کنند. پسرم گفت: این چه کاری است مادر؟ با این کار ضدانقلاب را تقویت میکنی و میافتند به جان ما. برای نجات من به ضدانقلاب پول ندهید. گفتم: پس بروم مقرشان را به پاسدارها بگویم؟ پسرم گفت: نه مادر! ضدانقلاب در مسیر کمین کردهاند تا آنها را قتلعام کنند. یک نفر شهید شود بهتر از شهادت چندین نفر است. به خواسته یوسفم من دیگر کاری نکردم.»
مسجدی که یوسف در آنجا علیه ضدانقلاب صحبت کرد
کومله ۲۵ شهریور ۱۳۶۲ در کنار جادهای در اطراف سنندج ۳-۲ خشاب تفنگ را روی سینه و پاهای یوسف خالی کردند. وقتی که این همه خشاب گلوله به بدن او خالی میشد، گوشتها تکه تکه شده و از بدنش جدا میشوند. بعد به پدر و مادر یوسف میگویند بیایید جنازه را از کنار جاده بردارید و ببرید برای دفن. همان لحظه که پدر شهید جنازه غرق در خون پسرش را میبیند از شدت ناراحتی و اضطراب قطراتی خون از دهانش جاری میشود. البته در برخی روایت نادرست گفته شده، پدرِ یوسف با دیدن پیکر پسرش سکته میکند و از دنیا میرود. اما به گفته برادرزاده یوسف: «پدربزرگم ارتشی بازنشسته بود. او سالها در فراق و داغ یوسف زندگی کرد و سال ۱۳۸۰ از دنیا رفت.»
مادر شهید داورپناه یک شبانهروز بالای سر پیکر یوسف ماند و با او درددل کرد؛ نیروهای تروریست کومله دوباره بالای سر پیکر رسیدند و به پدر و مادر شهید گفتند که پیکر یوسف را در دامنه کوه اطراف اسلام آباد دفن کنید و حق ندارید جنازه را جایی دیگر ببرید. همانجا مادر شهید شروع به ناله و نفرین کومله میکند. آنها مادر شهید را هم تهدید میکنند و میگویند: «یا پسرت را همین جا دفن کن یا تو را هم همینجا میکشیم.»

بالاخره پدر و مادر یوسف، بدون اینکه پیکر او غسل کنند یا بر او نماز بخوانند، آماده دفن کردند. مادر وقتی دید کفنی نیست که پیکر پسرش را بر آن بپیچد، چادرش را از سر باز میکند و به پیکر پسر میپیچد. این پدر و مادر مظلوم باید قبری را آماده میکردند. آنها با دست زمین را میکنند و یوسف را در قبر میگذارند. مادر چشمهایش را میبندند و خاک روی یوسفش میریزد. آنها همانجا پسرشان را دفن میکنند.
این پدر و مادر باید به خانهشان در ارومیه برمیگشتند. آنها غریبانه و با پای پیاده مسافت طولانی را طی کردند تا به خانهشان برسند. خانهای که بوی یوسف را میداد. یوسفی که زندهزنده بر بدنش چاقوی داغ زدند، در چندین نقطه بدنش را با آتش سیگار سوزاندند. اما آنچه که سالهاست دل مظلومترین مادر دنیا را سوزانده این است که یکی از عروسهای باردار کومله به تروریستها میگوید: «من ویار دارم و میخواهم جگر آن پاسدار را بخورم.» آنها هم میآیند و شکم یوسف را پاره کرده و تکهای از جگر او را میبرند و به آن زن باردار میدهند.
در شهر ارومیه یادمانی است که مادر موقع دلتنگی به آنجا میرود. یادمانی که چفیه و وسایل شخصی و لباس خونین یوسف در آنجا دفن است. عبداللهنژاد در این باره میگوید: «مزار داییام در همان دامنه کوه اسلامآباد است. بهخاطر مسافت طولانی از محل سکونت پدر و مادر شهید به آنجا، پدرم چفیه و لباس خونین داییام را در آن یادمان دفن کرده. و مادربزرگم زمان دلتنگی آنجا میرود.»
شهید رحمت عبداللهنژاد داماد خانواده یوسف داورپناه است. او یکی از فرماندهان در لشکر عاشورا بود که ۲۳ اسفند ۱۳۶۶ طی درگیری با ضدانقلاب در بوکان، به شهادت رسید.
کد خبر 1069263
-
روایت هولناک؛ جگر این پاسدار را به یک زن باردار دادند | من ویار دارم و …
-
فوری | اولین تصاویر از عامل پرتاب کوکتل مولوتوف در میدان پونک + فیلم
-
پیام مهم فرمانده نیروی دریایی سپاه ؛ گلوی جهانخواران را رها نمی کنیم
-
تصاویری از جنازه نظامیان سعودی به هلاک رسیده توسط یمن | لحظه شلیک خمپاره و تیراندازی
-
رضا پهلوی: از محکوم نکردن حادثه میناب پشیمان نیستم | ویدئو
-
ستاره پرسپولیس با اشاره به کریخوانی استقلالی ها در آسیا: با یک برد اتفاق خاصی نیفتاده است | می توانستیم دربی را ببریم
-
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل مسئول حمله به عروسی سیریک را معرفی کرد
-
جدیدترین تصاویر ماهوارهای از حمله به زیرساخت های نفتی عربستان | ویدئو
-
فوری؛ قطعنامه تصویب شد | آمریکا بهدنبال اقدام جدید علیه ایران و روسیه
-
فوری | نائل ابوعبید ترور شد + عکس
-
نتانیاهو از چند ترور جدید خبر داد | برخی فرماندهان ترور شدند
-
سیلی سنگین به زنی که با دست بسته سوار ون پلیس میشد! + فیلم
-
خبرنگار پرستیوی توسط اسرائیل ربوده شد
-
شاهکار تاکتیکی پهپادها و موشکهای ایرانی | شکار مقر سازمان سیا CIA در ۲ کشور همسایه ایران | جزئیات بیسابقه خسارات
-
جنگ با ایران همین فردا باید تمام شود | همه به دنبال توافق با ایران هستند
-
وحشت در پرواز کرمانشاه ؛ بخشهایی از کابین هواپیما شکست + فیلم | ماجرا چه بود؟
-
این پزشک فراری را میشناسید؟ + ویدئو
-
تحقیر سنگین رونالدو و یارانش علیه استقلال | العین در صدر و تراکتور در قعر + جدول