25 سال دفن زباله در جنگلهای هیرکانی/ جایگزین انجیلسی کجاست؟
- 07 مهر 1405 – 10:54
- اخبار استانها
- اخبار مازندران
بحران مدیریت پسماند شمال، فراتر از یک چالش زیستمحیطی، به معضل اقتصادی برای مدیریت شهری تبدیل شده است.
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، بحران پسماند در مازندران وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مسئلهای مربوط به جمعآوری زباله یا انتخاب یک محل برای تخلیه روزانه پسماند دانست. ممنوعیت ورود زباله به سایت «انجیلسی» در بابل، اکنون شهرداریهای منطقه را با یک مسئله همزمان زیستمحیطی، مالی و مدیریتی مواجه کرده است؛ مسئلهای که یک سوی آن حفاظت از جنگلهای هیرکانی و اجرای حکم قضایی قرار دارد و سوی دیگر آن، هزینههای سنگین انتقال زباله و بلعیده شدن منابعی است که قرار بود صرف توسعه شهرها شود.
انجیلسی سالها محل دفن زباله شهرهای منطقه بوده است؛ سایتی که بنا بر اظهارات رئیس محیط زیست شهرستان بابل، قرار بود بهصورت موقت مورد استفاده قرار گیرد، اما این «موقت» حدود 25 سال ادامه پیدا کرد و حالا پس از صدور حکم قضایی، دیگر امکان ادامه این روند وجود ندارد.
وقتی زباله بودجه عمرانی شهرها را میبلعد

توقف فعالیت انجیلسی خیلی زود آثار اقتصادی خود را بر شهرداریهای منطقه نشان داده است؛ عباس بزرگی، نایبرئیس شورای شهر امیرکلا، با اشاره به پیامدهای این وضعیت به تسنیم میگوید بخش قابل توجهی از عوارضی که شهروندان پرداخت میکنند و باید برای توسعه شهری هزینه شود، اکنون صرف حمل و انتقال زباله میشود.
به گفته وی، سالانه بیش از 60 میلیارد تومان برای حملونقل زباله در شهر امیرکلا هزینه میشود؛ رقمی که با توجه به افزایش هزینههای انرژی و نرخ تورم، احتمالاً در سال آینده نیز افزایش خواهد یافت، اما مسئله فقط رقم 60 میلیارد تومان نیست.
بزرگی میگوید حدود یکسوم بودجه عمرانی شهرداری امیرکلا در بخش حمل زباله مصرف میشود؛ منابعی که میتوانست برای پروژههایی مانند کانال امیر تا امیر، زیرسازی و آسفالت معابر و تملک جاده ساحلی هزینه شود.به بیان دیگر، زباله فقط در سایت دفن نمیشود؛ بخشی از منابع توسعه شهری نیز در مسیر انتقال آن هزینه میشود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم شهرداریها برای تأمین هزینههای جاری و عمرانی خود با محدودیت منابع مواجهاند و هر میزان افزایش هزینه در بخش پسماند، به معنای کاهش منابع قابل تخصیص به پروژههای توسعه شهری خواهد بود.
ابرمعضل فقط جمعآوری نیست؛ «کجا ببریم؟»

در سالهای گذشته بخش قابل توجهی از بحثهای مدیریت پسماند حول جمعآوری زباله متمرکز بوده است؛ اما اکنون اظهارات مسئولان محلی نشان میدهد مسئله اصلی مرحله دیگری است.
به گفته نایبرئیس شورای شهر امیرکلا، شهرداریها در جمعآوری زباله با مشکل اصلی مواجه نیستند؛ بحران واقعی، نبود مکان مناسب برای دپوی پسماند است.این مسئله، بحران پسماند را از یک مشکل خدمات شهری به یک مسئله فرامنطقهای تبدیل کرده است.
بزرگی معتقد است این وضعیت در ماههای اخیر بودجه عمرانی شهرداریهای بابل و 6 شهر اقماری آن را بهشدت تحت تأثیر قرار داده و عملاً بخش قابل توجهی از منابع آنها را به خود اختصاص داده است.از همین جاست که یک تناقض جدی شکل میگیرد؛ از یک سو ادامه دفن زباله در محلهای نامناسب از نظر زیستمحیطی قابل قبول نیست و از سوی دیگر، انتقال پسماند به نقاط دیگر هزینههای سنگینی به شهرداریها تحمیل میکند.اگر این چرخه ادامه پیدا کند، شهرداریها میان دو انتخاب دشوار گرفتار میشوند: یا هزینه بیشتری برای انتقال زباله پرداخت کنند یا با انباشت پسماند در شهر مواجه شوند.
انجیلسی؛ پایان یک اشتباه 25 ساله؟

در سوی دیگر ماجرا، محیط زیست بر اجرای حکم قضایی و توقف ورود زباله به انجیلسی تأکید دارد.رئیس محیط زیست شهرستان بابل با صراحت اعلام کرده است که سایت انجیلسی تحت هیچ شرایطی نمیتواند بار دیگر پذیرای روزانه 300 تن زباله باشد.
وی با اشاره به رأی دادگاه تجدیدنظر استان مبنی بر ممنوعیت ورود زباله به این سایت تأکید کرده است که این رأی قطعی بوده و همه دستگاهها ملزم به اجرای آن هستند، اما اهمیت انجیلسی فقط به حکم قضایی اخیر محدود نمیشود.
حسیننژاد با اشاره به سابقه این سایت میگوید انتخاب انجیلسی در ارتفاعات جنگلهای هیرکانی از همان ابتدا با مخالفت کارشناسان مواجه بوده و قرار بود استفاده از آن موقت باشد؛ اما این استفاده موقت به 25 سال کشیده شده است.این یعنی یکی از مهمترین چالشهای امروز مدیریت پسماند مازندران، در واقع میراث تصمیمهایی است که برای یک راهحل کوتاهمدت اتخاذ شدند اما سالها ادامه پیدا کردند.اکنون پایان فعالیت انجیلسی، فقط پایان کار یک سایت دفن زباله نیست؛ بلکه فرصتی برای بازنگری در مدلی است که سالها بر انتقال و دفن پسماند متکی بوده است.
تهدید شیرابه؛ مسئلهای که با بارندگی جدیتر میشود

اهمیت زیستمحیطی این موضوع زمانی بیشتر میشود که موقعیت انجیلسی در ارتفاعات جنگلهای هیرکانی و خطر ریزش شیرابه به مناطق پاییندست مورد توجه قرار گیرد.رئیس محیط زیست بابل نسبت به همین مسئله هشدار داده و تأکید کرده است که فعالیت این سایت علاوه بر آسیبهای زیستمحیطی، در زمان بارندگی میتواند خطر ریزش شیرابه به مناطق پاییندست را افزایش دهد.
در استانی مانند مازندران که جنگل، منابع آبی، زمینهای کشاورزی و سکونتگاههای انسانی در فاصلههای نسبتاً نزدیک به یکدیگر قرار دارند، مدیریت پسماند نمیتواند صرفاً با معیار «وجود یک زمین برای دفن زباله» انجام شود.محل دفع باید از منظر آب، خاک، پوشش گیاهی، بارندگی، شیب زمین و پیامدهای بلندمدت مورد بررسی قرار گیرد؛ چراکه خسارت ناشی از انتخاب نادرست یک سایت ممکن است سالها پس از پایان فعالیت آن باقی بماند.
وزارت کشور؛ مسئول یافتن راهحل جدید

با ممنوعیت ادامه فعالیت انجیلسی، پرسش مهم بعدی درباره مسئولیت یافتن مکان جایگزین مطرح میشود.رئیس محیط زیست شهرستان بابل، شناسایی مکان جدید برای دفع پسماند را بر عهده وزارت کشور دانسته است.این مسئله نشان میدهد حل بحران پسماند دیگر با تصمیم یک شهرداری یا حتی یک شهرستان امکانپذیر نیست و نیازمند تصمیمگیری در سطح ملی و استانی است.مازندران به یک برنامه جامع برای مدیریت پسماند نیاز دارد؛ برنامهای که مشخص کند پسماند شهرهای مختلف در چه مناطقی مدیریت شود، هزینه آن چگونه تأمین شود، سهم شهرداریها و دستگاههای ملی چه باشد و مهمتر از همه، چگونه میتوان وابستگی به دفن سنتی را کاهش داد.
مازندران یک کلانشهر است

نایبرئیس شورای شهر امیرکلا یک پیشنهاد کلانتر نیز مطرح کرده است: مدیریت مازندران بهعنوان یک کلانشهر یکپارچه.منطق این پیشنهاد آن است که پسماند، برخلاف بسیاری از پروژههای شهری، مرز شهرستان و شهر نمیشناسد.زباله تولیدشده در یک شهر میتواند برای شهر دیگر هزینه ایجاد کند و یک سایت دفن میتواند پیامدهای زیستمحیطی منطقهای داشته باشد.از همین رو، نگاه جزیرهای به پسماند، در نهایت میتواند هزینه بیشتری به همه شهرها تحمیل کند.
بزرگی معتقد است به جای آنکه منابع شهرداریها صرف انتقال زباله به استانهای همجوار شود، میتوان این منابع را برای ارتقای سایتهای مدیریت پسماند، تقویت زیرساختهای عمرانی و بهبود وضعیت شهری هزینه کرد.البته تحقق چنین رویکردی نیازمند ایجاد زیرساخت مناسب در داخل استان و تصمیمگیری هماهنگ میان دستگاههای مختلف است؛ مسئلهای که تاکنون یکی از حلقههای مفقوده مدیریت پسماند مازندران بوده است.
راهحل فقط پیدا کردن زمین جدید نیست

اما حتی اگر فردا مکان جدیدی برای دفع زباله معرفی شود، مشکل مدیریت پسماند مازندران بهطور کامل حل نخواهد شد.چراکه بخش قابل توجهی از پسماند تولیدشده، اساساً نباید به مرحله دفن برسد.رئیس محیط زیست بابل بر ضرورت اجرای منظم تفکیک از مبدأ تأکید کرده است؛ رویکردی که میتواند حجم پسماند ورودی به سایتهای دفن را کاهش دهد و از فشار بر زیرساختهای موجود بکاهد.این موضوع بهویژه درباره پسماندهای کشاورزی اهمیت بیشتری دارد؛ مازندران یکی از قطبهای کشاورزی کشور است و حجم قابل توجهی از ضایعات، سرشاخهها و پسماندهای مرتبط با فعالیتهای کشاورزی در منطقه تولید میشود و مدیریت صحیح این بخش میتواند بخشی از بار موجود بر سیستم مدیریت پسماند را کاهش دهد.
یکی از موضوعاتی که در این میان اهمیت ویژه دارد، پسماند مرکبات و ضایعات کشاورزی است.حسیننژاد بر ضرورت مدیریت صحیح پسماندهای کشاورزی، نخالهها و سرشاخهها تأکید کرده و استفاده از بخشی از این سرشاخهها در صنایع نئوپان را بهعنوان یکی از ظرفیتهای قابل توجه مطرح کرده است.این نگاه، پسماند را از یک «هزینه» به یک «منبع بالقوه» تبدیل میکند؛ البته به شرط آنکه زنجیره جمعآوری، تفکیک، انتقال و فرآوری آن بهدرستی طراحی شود.در این مدل، هر میزان پسماندی که از چرخه دفن خارج شود، علاوه بر کاهش فشار زیستمحیطی، میتواند هزینههای حملونقل و دفن را نیز کاهش دهد.
پایان جریمهمحوری؛ آغاز فرهنگسازی

محیط زیست بابل همزمان از تغییر رویکرد خود در مواجهه با آسیبهای زیستمحیطی خبر داده است.بر اساس توضیحات رئیس محیط زیست بابل، از فروردینماه برنامههای آموزشی و نظارتی در این حوزه با جدیت بیشتری دنبال شده و با توجه به اینکه جریمههای موجود از نگاه این اداره قدرت بازدارندگی کافی ندارند، رویکرد از برخورد صرفاً جریمهمحور به سمت فرهنگسازی مستمر در حال تغییر است.آموزش سورتینگداران آغاز شده و جلسات تخصصی با اتحادیه سورتینگداران نیز در حال برگزاری است تا مدیریت ضایعات در این بخش سامان پیدا کند.این تغییر رویکرد اگرچه بهتنهایی بحران پسماند را حل نمیکند، اما میتواند یکی از پایههای کاهش تولید پسماند و جلوگیری از رهاسازی آن در محیط طبیعی باشد.
واقعیت این است که بحران پسماند مازندران را نمیتوان فقط بر عهده شهرداریها گذاشت.شهرداری وظیفه جمعآوری و انتقال دارد، محیط زیست بر پیامدهای زیستمحیطی نظارت میکند، وزارت کشور در سیاستگذاری و تعیین تکلیف مکانهای جدید نقش دارد و بخش کشاورزی، سورتینگداران، دهیاریها، بخشداریها و حتی شهروندان نیز در تولید و مدیریت پسماند سهم دارند، بنابراین راهحل نیز باید به همان اندازه چندلایه باشد.
انجیلسی اکنون یک هشدار جدی برای مازندران است؛ هشدار درباره اینکه مدیریت پسماند را نمیتوان برای همیشه به فردا موکول کرد.25 سال استفاده از یک سایت که قرار بود موقت باشد، نشان میدهد راهحلهای موقت اگر بدون برنامه جایگزین ادامه پیدا کنند، خودشان به بحرانهای چنددههای تبدیل میشوند.
اکنون که حکم قضایی ورود زباله به انجیلسی را متوقف کرده است، فرصت آن رسیده که مسئله پسماند مازندران از «پیدا کردن یک محل جدید برای دفن» فراتر برود و به سمت یک مدل جامع حرکت کند؛ مدلی مبتنی بر کاهش تولید پسماند، تفکیک از مبدأ، مدیریت پسماند کشاورزی، بازیافت، فرآوری، استفاده از ظرفیت بخش خصوصی، تعیین تکلیف مکانهای استاندارد و تأمین زیرساختهای واقعی مدیریت پسماند.
در غیر این صورت، ممکن است چند سال دیگر دوباره با سایتی مواجه شویم که قرار بوده «موقت» باشد اما یک دهه یا چند دهه از عمر آن گذشته و همان پرسش قدیمی دوباره تکرار شود:زباله شهرها را کجا ببریم؟

انتهای پیام/